وقتی من یه روماتولوژیستم!

عرضم به خدمتتان با آن که از ما سوالات مفاصلی نپرسیدید؛ ولی چشم حسودان کر گوششان کور! روماتولوژیست شده ایم بیا و ببین:

+ پیرزن 89 ساله جلوم نشسته و داره بهم شرح حال میده:

_مادرجون گردنت درد نمیکنه؟

_اووووووووووووووووووووووووووووووووووووه! نمی دونی چقدر درد میکنه که؛ اصلا نمی تونم سرمو تکون بدم انقدر درد میکنه، کتفمم درد میکنه، آرنجمم همین طور، دستامم درد میکنه...

_ فعلا از گردنت واسم بگو، این جا(دستمو میذارم رو گردنش)

_ اوم! نه تاحالا دردشو نداشتم

_مادر جون صبحا پامیشی دستات خشک نیست؟

_اوووووووووووووووووووووووووووووووووه! اصلا نمیتونم تکون بدم چوب خشکن،کلی تکون تکون میدم تا خوب شه

_چقدر طول میکشه اینجوریه؟ 5 دقیقه هست؟

_ 5دقیقه؟ نه بابا 15 ثانیه!

_مادر جون کاراتو خودت میکنی؟

_مجبورم دیگه دخترم! دست تنهام، پامیشم آشپزی میکنم، خرید میرم، خونه رو مرتب میکنم، دیگه آدم مجبور باشه باید بکنه دیگه...

_بچه هات کمکت نمیکنن؟

_چرا! پسرم خریدامو میکنه، یه کارگرم دارم هر روز میاد خونمون، خونه رو تمیز میکنه، غذا درست میکنه...

حوصله ندارم پاشم برم صدای قلب و ریه شو گوش کنم به یکی از آقایون همکلاسی میگم میشه صدای قلب و ریه شو گوش بدی، به طرفش که میره پیرزن 89 ساله بهم میگه مانتومو دربیارم؟ میگم: آره! یه نگاه چپی به آقای دکتر میندازه و میگه: در راه وطن!

+یه خانومی با چادر و روبنده جلومون قرار گرفته که از باکو اومده فارسی هم نمیفهمه! دوتا آقا به زور یه چیزایی ازش درمیارن که مشکلش چیه، نوبت معاینه که میشه حتی پشه های مذکرم دور میکنه به همین دلیل مجبور میشیم بریم دنبال یه مترجم خانوم بگردیم که یکی از خدمه ها رو پیدا میکنیم:

بهش میگیم ترجمه کن: تنگی نفس،تپش قلب داره؟

مترجم میکوبه به سینه ش هوار میزنه: تنگـــــــــــی نفــــــــس؟ تپـــــــش قــــــلب؟ داری؟

/ 24 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین م

کامنت من کوووووووووووووووووووووووووووووووو پ ؟ [ناراحت][گریه]

Mr chapool

عرض سلام و ادب خدمت خانم دکتر گرامی و بچه محل خودمون[نیشخند] آها! راستی واسه این رمزه کامنت گذاری توو تنظیمات هستش! اون تیکه جلوشو وردارید دیگ این رمز کوفتی نمیاد[نیشخند] برای شما[گل]

احسان

میگم ما منتظر پست جدید می باشیم[گل]

saeed

[قهقهه][قهقهه][خنده]

شوهرجان

دقایقی در زندگی هستند که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی... گابریل گارسیا مارکز شایدم یکی محکم بخوابونی زیر گوشش!!! ضمن تشكر از شما دوست عزيز ، من بار شما رو به خواندن " غذای چندش و گرم حال به هم زن!" دعوت ميكنم... اخطار : Warning : اول پینوشتها رو بخونید و بعد پست رو... پ.ن.1 : از کلیه بچه ها، افراد مسن، کسانی که بیماری کلیوی ، قلبی ، عروقی و آسم دارند و یکسری افراد خاص خواهش می شود این پست را نخوانند پ.ن.2: از کلیه بانوان تقاضا می شود این پست را نخوانند (اعم از باردار و غیره) پ.ن.3: کسانی که به ماکارونی علاقه دارند نیز در هر صورت این پست را نخوانند. پ.ن.4: مسئولیت و عواقب خواندن این پست بر عهده خواننده محترم می باشد. پ.ن.5: فحش ندید...با شما هستم دوست عزیز، دقت کن . آره ، با خود شمام، فحش نده....

سها

بترکی ...خیلی با نمک بود

احسان

چشمتون بی بلا[چشمک]

پاییزه

من نمی دونم چرا این استعداد هارو به عنوان خدمه نگه می دارن؟؟؟[نیشخند]